هوا بد جوری طوفانی بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابی مچاله شده بودند.هر دو لباسهای کهنه و گشادی به تن داشتند و پشت در خانه می لرزیدند. پسرک پرسید ببخشید خانم! شما کاغذ باطله دارین.

کاغذ باطله نداشتم و وضع مالی خودمان هم چنگی به دل نمی زد و نمی توانستم به آنها کمک کنم, می خواستم یک جوری از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهای کوچک آنها افتاد که توی دمپایی های کهنه کوچکشان قرمز شده بود. گفتم بیایین تو یه فنجون شیر کاکائو گرم براتون درست کنم. آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخاری نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند بعد یک فنجان شیر کاکائو و کمی نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم.زیر چشمی دیدم که دختر کوچولو فنجان خالی را در دستش گرفت و خیره به آنها نگاه کرد بعد پرسید ببخشین خانم شما پولدارین؟ 

نگاهی به روکش نخ نمای مبلهایم انداختم و گفتم : من.. اوه..نه

دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روی نعلبکی آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبکی اش به هم می خوره 

آنها در حالی که بسته های کاغذی را جلوی صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند, رفتند.فنجان های سفالی آبی رنگ را برداشتم و برای اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم بعد سیب زمینی ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینی, آب گوشت, سقفی بالای سرم, همسرم, یک شغل خوب و دائمی, همه اینها به هم می آمدند. صندلی ها را از جلوی بخاری برداشتم و سر جایشان گذاشتم و اتاق نشینمن کوچک خانمان را مرتب کردم. لکه های کوچک دمپایی را از کنار بخاری پاک نکردم و می خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندی هستم.

ماریون دولن


برچسب‌ها: ثروتمند , پولدار

تاريخ : چهارشنبه 25 تیر1393 | 1:40 | نویسنده : امیر |
من اجتماعیم , درسته ازدواج کردیم ولی دلیلی نداره من دوره دوستامو خط بکشم. ببین تو عشق منی اونا فقط دوستای اجتماعین. ببین تو باید با این موضوع کنار بیای. تو نباید به من گیر بدی چرا با پسرای دیگه در ارتباطم, مگه به من شک داری. ها؟ اگه شک داری برای چی منو شریک زندگیت کردی. ببین تکلیفمون باید همین امشب معلوم بشه. من تو رو دوست دارم ولی ازم نخواه مثل این عقب مونده ها بشینم تو خونه. نه عزیز دلم من همینم اگه نمیتونی هنوزم دیر نشده....

تو دیگه شورشو در آوردی, یه دوره همیه ساده بود که همه با نامزداشون اومدن منم دست زنمو گرفتم خیر سرم رفتیم نشستیم یه شب خوب داشته باشیم. ببین خانمی که راه به راه گیر میدی چرا با اینا در ارتباطی خوب گوشتو باز کن اینا دوستای منن. من قبل ازدواج هم گفته بودم آدم اجتماعی هستم. من نمیتونم باهاشون قطع رابطه کنم. فکر تو مالِ سی سال پیشه. اگه شک داری به من بحثش فرق می کنه راهتو جدا کن آدم نمیتونه با شک زندگی کنه. ولی من همینم ....

دو تا زندگی که در جریانشون بودم اولی بعد از سه سال و دومی بعد از یک سال به طلاق انجامید.یک نکته ی مشترک بینشون هست, اینکه سبک زندگیمون داره عوض میشه. شما هم تو این جامعه دارین زندگی می کنین , دختر و پسر بعد از ازدواج هنوز دنبال دوستی های زمان مجردیشونن. چقدر پیشرفت کردیم داریم میشیم مثل اروپاییها. ازدواج دیگه دلیلی بر این نیست که ما با کسه دیگه ای رابطه نداشته باشیم. فقط میخوام بدونم چرا؟؟؟ به کجا داریم میریم, چی از این زندگی میخواییم. آقا و خانم عزیز دنبال چی هستی؟ خواهشا تا به اون بلوغ فکری نرسیدی ازدواج نکن, راهی که داری میری اشتباهه.با خودت خلوت کن , ببین از این زندگی چی میخوای...


برچسب‌ها: ازدواج , طلاق , اجتماع , زندگی

تاريخ : چهارشنبه 7 خرداد1393 | 20:14 | نویسنده : امیر |

آن که از روی حکمت و رحمت خود ، زوج را خلق کرده است، علت غایی را کسب آرامش در کنار یکدیگر می داند و ثمره ی این « آرامش » را مودّت و رحمت می داند تا دو زوج با عشق به یکدیگر و آرامش روحی و جسمی رشد یابند و شایستگی خلیفه او بودن را کسب کنند و فرزندانی شایسته تحویل اجتماع دهند.

همان گونه که گفته شد ، تداوم نسل بشر ، رفع نیاز جنسی و رشد اقتصادی جامعه ، می توانند هدف فرعی ازدواج باشد ولی هدف نهایی و غایی آرامش در کنار یکدیگر است به عبارت دیگر ممکن است زن و مردی ازدواج کنند و چند فرزند داشته باشند و نیازهای جنسی یکدیگر را برطرف کنند و اقتصاد خانواده و جامعه راارتقاء دهند ، ولی در کنار یکدیگر «آرامش» ندارند ، نسبت به یکدیگر عشق و علاقه نداشته باشند. بلکه برای حفظ کانون زندگی و یا مراعات وجهه ی اجتماعی یکدیگر را تحمل کنند و سال های فراوانی بدون آرامش و سکون با یکدیگر زندگی کنند ، ولی دارای روحی آشفته و جسمی مبتلا به انواع امراض و فرزندانی ناآرام و دارای کمبودهای روانی باشند . شاید گاهی ابراز رضایت از زندگی خود کنند و این ابراز رضایت ظاهری را مانند کاغذ دیواری زیبا بر خرابه ی زندگی خود بکشند و آن را زیبا جلوه دهند ولی همواره از امراض روحی و جسمی شکایت می کنند که نشانگر عدم دستیابی به هدف خلقت یعنی «آرامش» است.

زن وشوهر بعد از ازدواج باید سعی و تلاش خود را برای کسب آرامش در کنار یکدیگر قرار دهند و هر گاه این «آرامش» را در کنار یکدیگر ندارند بدانند مشکلی در روابط شان ایجاد شده و باید هرچه سریع تر برای رفع آن اقدام کنند.


دوره دوره ی آدمهایی است که همخواب هم میشوند ولی خواب هم را نمیبینند


موضوعات مرتبط: آرامش درون
برچسب‌ها: آرامش , ازدواج , روان , هدف

تاريخ : شنبه 1 تیر1392 | 14:45 | نویسنده : امیر |

جواب اعتماد را بی ریا

جواب بی تفاوت را با التفات

جواب یکرنگی را با اطمینان

جواب مسئولیت را با وجدان

جواب حسادت را با اغماض

جواب خواهش را بی غرور

جواب دورنگی را با خلوص

جواب بی ادب را با سکوت

جواب نگاه مهربان را با لبخند

جواب لبخند را با خنده

جواب دلمرده را با امید

جواب منتظر را با نوید

جواب گناه را با بخشش

و جواب عشق چیست جز عشق؟


برچسب‌ها: جواب , اعتماد , وجدان , اطمینان

تاريخ : پنجشنبه 2 خرداد1392 | 22:23 | نویسنده : امیر |