X
تبلیغات
آرامش درون

























آرامش درون

از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کنی

آن که از روی حکمت و رحمت خود ، زوج را خلق کرده است، علت غایی را کسب آرامش در کنار یکدیگر می داند و ثمره ی این « آرامش » را مودّت و رحمت می داند تا دو زوج با عشق به یکدیگر و آرامش روحی و جسمی رشد یابند و شایستگی خلیفه او بودن را کسب کنند و فرزندانی شایسته تحویل اجتماع دهند.

همان گونه که گفته شد ، تداوم نسل بشر ، رفع نیاز جنسی و رشد اقتصادی جامعه ، می توانند هدف فرعی ازدواج باشد ولی هدف نهایی و غایی آرامش در کنار یکدیگر است به عبارت دیگر ممکن است زن و مردی ازدواج کنند و چند فرزند داشته باشند و نیازهای جنسی یکدیگر را برطرف کنند و اقتصاد خانواده و جامعه راارتقاء دهند ، ولی در کنار یکدیگر «آرامش» ندارند ، نسبت به یکدیگر عشق و علاقه نداشته باشند. بلکه برای حفظ کانون زندگی و یا مراعات وجهه ی اجتماعی یکدیگر را تحمل کنند و سال های فراوانی بدون آرامش و سکون با یکدیگر زندگی کنند ، ولی دارای روحی آشفته و جسمی مبتلا به انواع امراض و فرزندانی ناآرام و دارای کمبودهای روانی باشند . شاید گاهی ابراز رضایت از زندگی خود کنند و این ابراز رضایت ظاهری را مانند کاغذ دیواری زیبا بر خرابه ی زندگی خود بکشند و آن را زیبا جلوه دهند ولی همواره از امراض روحی و جسمی شکایت می کنند که نشانگر عدم دستیابی به هدف خلقت یعنی «آرامش» است.

زن وشوهر بعد از ازدواج باید سعی و تلاش خود را برای کسب آرامش در کنار یکدیگر قرار دهند و هر گاه این «آرامش» را در کنار یکدیگر ندارند بدانند مشکلی در روابط شان ایجاد شده و باید هرچه سریع تر برای رفع آن اقدام کنند.


دوره دوره ی آدمهایی است که همخواب هم میشوند ولی خواب هم را نمیبینند


برچسب‌ها: آرامش, ازدواج, روان, هدف
نوشته شده در شنبه 1 تیر1392ساعت 14:45 توسط امیر |


جواب اعتماد را بی ریا

جواب بی تفاوت را با التفات

جواب یکرنگی را با اطمینان

جواب مسئولیت را با وجدان

جواب حسادت را با اغماض

جواب خواهش را بی غرور

جواب دورنگی را با خلوص

جواب بی ادب را با سکوت

جواب نگاه مهربان را با لبخند

جواب لبخند را با خنده

جواب دلمرده را با امید

جواب منتظر را با نوید

جواب گناه را با بخشش

و جواب عشق چیست جز عشق؟


برچسب‌ها: جواب, اعتماد, وجدان, اطمینان
نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1392ساعت 22:23 توسط امیر |

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.


زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست.


وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"


و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!



چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلارش رو بیاره، زن از در بیرون رفته بود، در حالی که بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همون طور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".


همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت، در حالی که به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت، همه چیز داره درست می شه."


برچسب‌ها: زنجیره عشق, کمک, داستانک
نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1392ساعت 9:45 توسط امیر |

در آستانه بهاری دیگر ایستاده ایم!‌
ایکاش همه ما همانند طبیعت میبودیم و مانند بهار که هرسال خود را درون و برون پاکسازی، بازسازی و بهسازی میکند . . . . ؛
ولی "ایکاش ندارد" که "خواستن توانستن" است؛
بیایید همگی کینه ها و آلودگیهای گذشته را از درون خود بیرون افکنده، با خود و یکدیگر مهربانتر بوده، اندیشه های ایستا، خرافی و کهنه را بدور ریخته و بجای آن با اندیشه های نو، سازنده و پویا را به استقبال بهار و نوروز برویم؛ و خود را با بهار که "سرآغازی نو، راستی و پاکی" است، سازگار ساخته و نوروز امسال را سرآغازی برای زندگی نو، براساس "راستی و درستی" بنا گذاریم! ما میتوانیم

سال نو مبارک



برچسب‌ها: بهار, راستی, پاکی, سال نو
نوشته شده در پنجشنبه 1 فروردین1392ساعت 12:42 توسط امیر |


آخرين مطالب
» هدف ازدواج
» جوابش را بده
» زنجیره عشق...
» بهار
» شادی کجاست؟
» ثروتمند زندگی کنیم
» با پول خیلی چیزا نمیشه خرید...
» یلدا
» قیام حسین(ع) از دید اندیشمندان
» مرد ساندویچ فروش

Design By : Pichak